نگاهت را دوست دارم / قلبم برای تو ...
دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد ... باشد
نگاهت را دوست دارم / قلبم برای تو ...
اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه من با خبر شد
آخ که چه لذتی دار نازه چشماتو کشیدن
رفتنه یه راهه دشوار واسه هرگز نرسیدن
میدونم دوستم نداری مثله روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اونو نوشته
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست پراز موج وتلاطم
ساحلش توئی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره نازه چشماتو کشیدن
رفتنه یه راهه دشوار واسه هرگز نرسیدن![]()
نمی دونم شاعرش کیه ولی خوانندش خیلی قشنگ خونده !!!
امروز شروع کردم چون مطمئنم تو خوشحالی ... یه سوال ؟؟؟ منو یادته ؟ اصلا ما رو میبینی؟ یا انقدر فرشته ها دور وبرت رو گرفتن که فرصت فکر کردن به آتیلا رو نداری؟؟؟ اصلا به زمین نگاهی نمی کنی؟؟؟ ببینم اصلا یادت هست آتیلا کی بود ؟ یه مرد زمینی ؟! همین ... یادته ؟ یادته میگفتیم جز مرگ چیزی
نمی تونه ما رو از هم جدا کنه !!! ولی مرگ هم نتونسته منو از تو جدا کنه ... تر رو از من ... نمی دونم ... آخه دیگه به خوابم هم نمی آی که امیدوار باشم که به یادم هستی؟
حتما میگی خیلی خودخواهی ... آره راست میگی ... معلومه که تو با اون همه نعمتی که مطمئنم خدا بهت داده جائی واسه فکر کردن به من رو نداری ولی آزیتای عزیزم من حتی به فرشته ها هم حسودی میکنم که چرا اونا می تونن پیشت باشن ولی من تنها بین این همه آدم ... اگر میدونستم تو مسافری اگر میدونستم بیشتر از 23 سال نمی تونی این دنیا رو تحمل کنی اگر میدونستم پرواز رو دوست داری ... از خدا میخواستم که فرشته باشم تا... ![]()
دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
کارم بدان رسیده که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد
خلاصه که امروز یه حسه مثبت تو دلمه با اینکه خیلی دلتنگتم ولی غصه نمی خورم پس تو هم خوشحال باش ... اگه فرشته ها گذاشتن یه سری هم به ما بزن ...
آزیتای عزیزم دوستت دارم ... برام دعا کن تو به خدا نزدیکتری !
گله من روحت شاد ...